در حالی که حدود یک هفته مونده به سال جدید، این متن رو در روز چهارشنبه، 21 اسفند 1392 می نویسم.

امروز قبل از شروع درس الکترونیک، استاد تعدادی از افراد کلاس رو مشخص کرد و گفت این ها بیستی های این کلاس هستند. راستش من هم مثل تک تک بچه های کلاس، چه اونی که درسش خیلی ضعیفه و چه اونی که معدل کلش تا الان بیسته، دلم می خواست جزء اون افرادی که مشخص شدند باشم. در اینجور مواقع انسان اگر بسیار با اخلاص باشه، باز ممکنه دچار حسودی بشه. باگذشت چند روز، وقتی همه جانبه به این موضوع فکر کردم به این نتیجه رسیدم که اصلا جایی برای حسودی وجود نداشت. همونطوری که از مقطع راهنمایی تا الان نمره برای من مهم نبود.

از نظرم اصل، تفهیم کامل مفاهیم درسی و پی بردن به نکات کاربردی و استفاده از اون در زندگی روزمره هست.

در هر صورت، تصمیم گرفتم الکترونیک رو بیست بشم. تا به استاد ثابت کنم که زیاد خوندن کار سختی نیست. با وجود اینکه تا به حال هیچ درس 3 واحده ای بیست نشدم. (بغیر از برنامه نویسی که از قبل کمی بلد بودم، اونم 19:5 شدم)

پی نوشت: کاش ملاک اصلی استادها برای یک دانشجو درسخون در کار عملیش بود. مثلا مبحثی که در جزوه نیومده رو به صورت سوالی و کار عملی برای دانشجو ها ارائه می دادند و دانشجو از قوه ی تفکرش استفاده میکرد نه از قوه ی خواندن و حفظ مفاهیم.

بعدا نوشت: در تاریخ [1393/3/25]

دیروز 24 ام خرداد، ساعت 14، در ساختمان فنی 1، کلاس 13 ، مشغول جواب دادن به سوالات الکترونیک 1 بودم. و امروز 25 ام خرداد، ساعت 10 صبح با ورود به سایت دانشگاه متوجه نمره ی الکترونیک شدم.

در ترمی که گذشت، برای 20 شدن، الکترونیک رو خوب خوندم. شاید هدفه مقدسی نداشتم ولی تاثیر خوبی در خوندن بقیه درسام داشت. اما حس بد دوره ی امتحانات و تنبلیِ ناشی از بلد بودن، باعث شد که فقط نیم روز برای خوندن الکترونیک وقت بذارم.

اتفاق های اخیر به من ثابت کرد که 20 شدن هم اون طوری که فکر می کردم ساده نیست. نمره ی 16 من هم 100% با ارفاق 16 بوده. و در حال حاضر فکر میکنم:

“نسبت {نمره ی بیست گرفتن} ÷ {دانشجوی خوب بودن}، برابر 3/5”

به عنوان مثال کسی که سر ورقه نمره ی 20 میگیره در واقع 60% ویژگی یه دانشجو درسخون رو داره. 40% به قوی تفکر، تعقل و…

پی نوشت: همون طوری که در عرض 3 ماه نظرم تغییر کرد، ممکنه با گذشته زمان باز هم تغییر کنه.