دیروز ۲۵ ام آبان، روز تولدم فقط به بچه ها فکر می کردم.

گناه اون بچه ای که پدرش رو در اعتراض به وضعیت نا به سامان اقتصادی از دست داده و یتیم شده و اون بچه ای که پدرش نظامی هست و در راه جلوگیری از هرج مرج فوت شده، در صورتی که خودش هم جز قربانی های شرایط اقتصادی هست، چیه؟!


یه روز خوب میاد، که ما همو نکشیم،

به هم نگاه بد نکنیم،

دست بندازیم روی شونه های هم، مثل بچگی ها تو دبستان.